الفيض الكاشاني

257

ده رساله محقق بزرگ فيض كاشانى ( فارسى )

جهانى خلق از او سر گشته دايم * ز خان و مان خود بر گشته دايم و آثار اين شراب در حقيقت انسانى [ بواسطهء ] مزيت قابليت و استعداد او زياده است از ساير موجودات و از اينجاست اكثر افراد اين نوع ، حيران و سر گشته بيابان عشق و طلبند و محبوب حقيقى را مىجويند ، مرشد و هادى مىطلبند كه ايشان را به وصال او رهنمائى كند و از خودى برهاند . يكى از بوى دردش عاقل آمد * يكى از رنگ صافش ناقل آمد « 1 » يكى از نيم جرعه گشته صادق * يكى در يك صراحى گشته عاشق يكى ديگر فرو برده بيك بار * خم و خمخانه و ساقى و خمّار « 2 »

--> ( 1 ) - در نسخه كهنه : يكى از بوى دردش غافل آمد * يكى از رنگ صافش عاقل آمد در نسخه نستعليق يكى از بوى دردش ناقل آمد * يكى از رنگ صافش عاقل آمد ( ف ) ( 2 ) - در نسخه كهنه : مى و ميخانه و ساقى و ميخوار ( ف ) . در نسخه نستعليق : خم و خمخانه و ساقى و ميخوار .